احساس زلزله ی جنوب دامغان از زبان مردم منطقه

 

زلزله‌ی اخیر جنوب دامغان، بیش از آن‌که در دستگاه‌های لرزه‌نگاری و شتاب‌نگاری ثبت شده باشد، بر دل مردم این منطقه حک شد‌ه است. به خصوص مردم روستاهای کلو، شیمی، زرکوه و توچاهی. آن جا که حتی صدای زلزله را شنیده‌اند (یک تَقِّ شدید و پس از آن چند تَقّ تَقِّ  پشت سر هم). در بازدیدی که در دو روز بعد از زلزله به همراه دوستان هم‌دانشگاهی پژوهشگاه زلزله (وحید و محمد) از این منطقه داشتیم، شدت زلزله‌ی رخ‌داده (به بزرگی پنج و هشت دهم) از زبان مردم شنیدنی و البته دردناک بود. احساس شدت از فاصله‌ی دور به نزدیک به صورت زیر بود:

-        عدم احساس در طبقات زیرین

-        تکان خوردن لوستر و لامپ

-        تکان خوردن مبلمان و یخچال

-        صدای جرینگ جرینگ چینی‌ها

-        به هم خوردن درها

-        احساس خالی شدن زیر پا

-        شنیدن صدای ضربه

-        بیدار شدن از خواب

-        ترک خوردن گچ دیوار در گوشه‌ها

-        شنیدن صدای عوعوی سگ‌ها قبل از احساس لرزش

-        شنیدن صدای یک تَقِّ شدید و پس از آن چند تَقّ تَقِّ  پشت سر هم

-        پرتاب شدن  پنجره از چهارچوب

-        افتادن دیوارهای خشت و گلی به صورت متوالی

-        ترک بزرگ در دیوارها

-        افتادن سقف‌های بنایی مهار نشده

و افتادن سقف و دیوار همانا و متاسفانه کشته و زخمی شدن عده‌ای از مردم نیز همانا. 4 کشته و 39 نفر مصدوم

و گلایه‌های  مردم از مسوولان که بعد از زلزله آمدند و چادری و پتویی و کنسروی بین هر خانوار  از طرف هلال احمر در روز اول پخش شده بود و دیگر هیچ. مردم این حوالی انتظار بازسازی خانه‌هایشان را دارند. انتظار خانه‌ای دارند  که توان مقاومت در برابر زلزله‌های آتی را داشته باشد.

و کودکانی که فارغ از هیاهو به فکر شیطنت بودند.

عکس از: وحید 89/06/07

/ 3 نظر / 7 بازدید
وحید

به نظرم برای صدای زلزله فقط باید فیلم پسرک رو گذاشت که خودش صدا رو در بیاره.... خیلی جالب این صدا رو در میورد....

نصیرالدین جعفری

در تصاویری که از این حادثه منتشر شد به سادگی مشخص بود که تمام خانه های ویران شده خشت و گلی و یا آجر و گلی بودند. یعنی اگر ملات استفاده شده در این خانه ها اگر سیمان بود، این اتفاقات نمی افتاد.